کارجو
 

banner3

banner2

banner1

banner4

banner5

مــحل تبــلیغـات شمــا
تبــــلیغــات
www.cyberco.ir

مــحل تبــلیغـات شمــا
تبــــلیغــات
www.cyberco.ir

مــحل تبــلیغـات شمــا
تبــــلیغــات
www.cyberco.ir

مــحل تبــلیغـات شمــا
تبــــلیغــات
www.cyberco.ir

مــحل تبــلیغـات شمــا
تبــــلیغــات
www.cyberco.ir

مــحل تبــلیغـات شمــا
تبــــلیغــات
www.cyberco.ir

مــحل تبــلیغـات شمــا
تبــــلیغــات
www.cyberco.ir

نظر سنجی

به نظر شما توافق 5+1 تا چه اندازه در بهبود معیشت مردم تاثیر گذار خواهد بود؟

زهر و پادزهر اصولگرایان (بخش اول)

(0 رای‌ها)
با پایان‌ یافتن ثبت‌نام نامزدهای ریاست‌جمهوری با در نظر نگرفتن موضوع بررسی صلاحیت، تقریباً پازل انتخاباتی ریاست‌جمهوری دوازدهم کامل شده است. پازلی که شاید اصلی‌ترین قطعاتش از اصولگرایان را رئیسی، قالیباف و احمدی‌نژاد تشکیل می‌دهند و در این سو هم تیم روحانی-جهانگیری. اما این پازل برای چه بازی‌ای طراحی شده است؟ آیا «همه» اصولگرایان در برابر «یک رئیس‌جمهور مستقر» قرار گرفته‌اند؟ هدف از این پازل چیست؟ با دکتر محمدرضا تاجیک دراین‌باره گفت‌وگو کردیم.
زهر و پادزهر اصولگرایان (بخش اول) به‌گزارش شرق، تاجیک معتقد است که بازی انتخابات با این شرایط قشنگ می‌شود. معتقد است انتخابات در این دوره پیچیده است و نمی‌توان در این زمین، بازی بسیط انجام داد.
 ماحصل این گفت‌وگو را در پی می‌خوانید:
ارزیابی و تحلیل شما از آرایش انتخاباتی اصولگرایان برای انتخابات ریاست‌جمهوری چیست؟ آن هم با توجه به ثبت‌نام آقای رئیسی و البته ورود آقای احمدی‌نژاد؛ درحالی‌که چنین پیش‌بینی‌ای درباره او نمی‌شد.
از یک منظر من کنش انتخاباتی اصولگرایان در شرایط کنونی را یک گام به جلو می‌دانم. ۲۰ سال است که اصولگرایان به دلیل تشتت درونی‌شان نتوانستند راجع به یک گزینه برتر، اجماعی داشته باشند. اگرچه در صورت اولیه در انتخابات ۹۶ هم انشقاق میان گروه‌های مختلف اصولگرایی مشاهده می‌شود، اما به نظر می‌رسد یک نوع وفاق و اجماع در لایه‌های زیرین صورت گرفته و یک نوع بازی عقلایی‌تر نسبت به گذشته در جریان است.
به نظر من، اصولگرایان واقف شدند که امکان ندارد در مرحله نخست انتخابات با یک کاندیدا پیروز بشوند؛ بنابراین با همین حکم و تحلیل و تجویز عقلایی احتمالاً به این نتیجه رسیدند که شانس خودشان را در مرحله دوم امتحان کنند؛ بنابراین چاره و گریزی ندارند و تنها جایگزین آنها این است که در مرحله نخست با تعدد کاندیداها وارد صحنه بشوند. کاندیداهایی که می‌توانند حکم ویرانگر و تخریب‌گر را بازی کرده و در فضای رأی شکاف ایجاد کنند و رأی را بشکنند و به مرحله دوم برسند. آن وقت در مرحله دوم، بر یک فرد خاص تمرکز کنند. به نظر می‌رسد در نگاه نخست، این فرد خاص در جریان اصلی اصولگرایی، آقای رئیسی باشد.  اما این معادله با ورود آقای احمدی‌نژاد صورت دیگری پیدا کرده که باید ببینیم اصولگرایان برای این موضوع چه تمهید و تدبیری دارند و چگونه با این فضا برخورد می‌کنند. به‌نظر می‌رسد به‌هرحال تلاش اصولگرایان این است که بتوانند در مرحله اول رأی نه‌چندان مطمئن سال ۹۲ آقای روحانی را بشکنند. پیش‌بینی ما این است که اگر انتخابات به مرحله دوم بکشد، طبیعتاً اصولگرایان بر یک فرد تمرکز خواهند داشت که بیشترین شانس متوجه جناب آقای رئیسی است.
چرا فکر می‌کنید آقای رئیسی؟ چه اتفاقی می‌افتد گزینه‌ای که سابقه اجرائی ندارد و تا به حال هم در صف‌بندی‌های سیاسی اصولگرایان از او هیچ نامی وجود نداشته است، به یکی از محتمل‌ترین گزینه‌ها تبدیل می‌شود.
من باز هم از یک منظر این را در جای خودش یک انتخاب عقلایی می‌دانم؛ اصولگرایی احتیاج به یک چهره متفاوت داشت و باید با یک کارت متفاوتی بازی می‌کرد. کارت‌های مرسوم و معروفشان کارت‌های سوخته‌ای بود. کارتی برای بازی‌نکردن و کارتی برای شکست‌خوردن بود. فراسوی این کارت‌ها هم چهره‌ای نساخته بود و فرد دیگری را نمی‌توانست چهره کند؛ بنابراین باید سمت‌گیری خود را به‌سوی چهره‌ای که متفاوت باشد، قرار می‌داد. چهره ناشناخته‌ای که به‌اصطلاح نتوان از آنچه کرده و آنچه نکرده، طوماری ساخت و به‌اصطلاح علیه خودش به کار گرفت؛ بنابراین تلاش کردند که از چهره‌ای استفاده کنند که به‌هرحال در یکی از قوه‌های این کشور مشغول بوده و مسئولیت بالا داشته است.
 همچنین نظیر بقیه کاندیداهایی که بارها آمدند و شانس خودشان را امتحان کردند و موفق نبودند هم نیست؛ بنابراین می‌توان پیرامون او فضاسازی و چهره‌سازی کرد. آقای رئیسی شرایطی را دارد که می‌تواند گفتمان متفاوتی را ارائه کند، مستقل عمل کند و حتی برخی جاها منتقد اصولگرایی باشد. همچنین می‌تواند بعضی جاها به فضای اصلاح‌طلبی هم نزدیک شود. در مجموع می‌تواند یک چهره بسیار متفاوت ارائه کرده و یک کنش و واکنش متفاوتی از آنچه مرسوم بوده و به بن‌بست رسیده را به منصه ظهور برساند.
به‌نظر من رئیسی یک کارت برای نوع دیگر بازی‌کردن و خروج از این بن‌بست بوده که خب طبیعتاً در جای خود می‌تواند عقلایی باشد. براین‌اساس معتقدم آمدن او را باید به فال نیک گرفت. اصولگرایان هم طبعاً خودشان می‌اندیشند و تلاش می‌کنند که راهی را برای ورود متفاوت او به عرصه انتخابات بگشایند.
فکر می‌کنید کارت مناسبی برای بازی است؟ یا درواقع چاره‌ای نداشتند جز اینکه بخواهند سراغ ایشان بروند؟
بی‌تردید من به این معتقدم که اصولگرایان با مطلوب‌ترین و ممکن‌ترین کارت خود بازی کردند. شاید از این منظر بشود گفت ممکن‌ترین و مطلوب‌ترین کارت در شرایط کنونی که بخواهد نسبت به دیگران متفاوت باشد، رئیسی بود. چند نفر مثل ایشان در فضای اصولگرایی وجود دارد؟! این چهره‌ها در جریان اصولگرایی، به نظر من بسیار نادر هستند؛ منظورم چهره‌هایی است که این امکان، توان و استعداد را داشته باشند که در عرصه ریاست‌جمهوری بتوانند بازیگری مؤثر داشته باشند. اینکه کارت مناسبی برای بازی‌کردن هست یا نه؟ باید بگویم که گاه شما یک کارت را مصرف می‌کنید، نه برای اینکه در بازی پیشِروی خود، لزوماً پیروز بشوید، بلکه برای این است که به‌اصطلاح در بازی متأخرترتان پیروز شوید.
 به‌نظر من همین که فضای آقای رئیسی بکر (ناشناخته) است، هم می‌تواند فرصت و هم می‌تواند تهدید باشد. می‌تواند تهدید باشد از این نظر که بالاخره او چهره ناشناخته‌ای است و کنش سیاسی و مدیریت سیاسی حرفه‌ای به معنایی که در جامعه امروز ما طلب می‌شود، نداشته است؛ یعنی یک بازیگر سیاسی مطرح با یک گفتمان مشخص نبوده است. حتی صاحب جریان خاصی در جامعه نبوده است. او فاقد حزب، گروه و محافل سیاسی خاص و... است. اما این فرصت برای او فراهم می‌شود که بتواند در آستانه انتخابات، یک گفتمان متفاوت تولید کند که می‌تواند یک گفتمان بسیار شاداب و منطبق با شرایط روز و با نیازها و مطالبات مردم باشد. استفاده از این ظرفیت منوط به تیمی است که می‌خواهد برای او کار کند. اما در شرایط کنونی، بی‌تردید ضربه‌خور جناب آقای رئیسی ملس است و به اصطلاح اگر تمهید و تدبیر نکند و اگر تیمش نتواند متفاوت سخن بگوید، اگر خودش نتواند متفاوت عمل کند و نتواند حرکت‌های نوینی را در فضای انتخاباتی راه و جا بیندازد، به نظر من به‌سرعت به حاشیه می‌رود.
 به نظرم تیم رئیسی باید تیم متفاوتی بوده و بتواند پیرامون ایشان این فضا را تولید کند. باید دید در آینده چه اتفاقی می‌افتد.
حلقه‌ای که در کنار ایشان برای ثبت‌نام آمده بودند، از یاران سابق آقای احمدی‌نژاد بودند؛ مثل رهبر، دانشجو، میرکاظمی و.... افرادی هم در مشهد هستند که به نظر می‌رسد طرفدار ایشان هستند؛ مثل صولت مرتضوی. جریان و خاستگاه فکری این افراد تقریباً مشخص است؛ این افراد عموماً خاستگاه اصولگرایی تند را نمایندگی می‌کنند. با علم به این تیم حامی، شما همچنان معتقدید فضای رئیسی، فضای بکری است که می‌تواند استفاده مطلوب را ببرد؟
اینجاست که می‌گویم یک تیم چقدر می‌تواند خلاق عمل کند. به نظر من این حرکت اول یک اشتباه استراتژیک بود. من اگر جای آقای رئیسی بودم، نمی‌گذاشتم حرکت اولم برای نام‌نویسی به این شکل انجام بشود. اگر من بخواهم از یک پوزیشن مستقیم وارد صحنه بشوم، یا حتی قسمتی از زیبای خفته را از آن خودم داشته باشم، یا اگر بخواهم با قسمتی از اصلاح‌طلبی رابطه برقرار کنم، یا اصرار داشته باشم خودم را به جریان خاصی منتسب نکنم، باید این رویکرد را در کنش عملی خود هم نشان بدهم.
 بنابراین به نظرم رئیسی در حرکت اول خود یک اشتباه استراتژیک کرد که حتماً هزینه‌هایی برای او در پی خواهد داشت و اگر می‌توانست در آینده در عرصه جغرافیای جمعیتی ایران، حرکت خود را ساماندهی کند و امید داشته باشد موفق ظاهر شود، با این حرکت اول، خیلی از این باب‌ها به روی او بسته شد.
ادامه راه هم بستگی به حرکت‌های بعدی او دارد. به‌نظر می‌رسد جناب آقای رئیسی با مستقل اعلام‌کردن حضورش، دنبال این است که فراسوی مخاطبان سنتی اصولگرا، قشرهای دیگر را هم جذب کند؛ اما این حرکت اول، با آن مواضع همخوانی ندارد.
ارتباط با سردبير
news@zanjannews.com
Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

 

1385 - 1394 © تمامی حقـوق این سـایت متعلق به روزنامه مردم نو می باشد .