در گفتوگو با منتخب زنجانی عکس سال آمریکا عکاسی، هنری بیواسطه است
روزنامه مردم نو >گفت و گو
تاریخ ارسال: 07:56 - 22/01/1389
• موسیقی کلاسیک منتشر شده در فضا، ماهی کوچک برگزیده همین فستیوال جهانی و تواضع بیحد و حصر او پسزمینه مناسبی است برای گفتوگو با هنرمندی که به گفته خودش در حال تجربه است و هنوز در ابتداییترین راه پهنه وسیع عکاسی است.
مریم مرادخانی
اشاره: عصر یک روز بهاری، راهروی باریک و خلوت اداره ارشاد شهرستان زنجان، حد فاصل دیدار ما و عکاس زنجانی است که این روزها در عرصه جهانی نیز حضور یافته است. حمیدرضا بازرگان، عکاسی که سی و سومین سال زندگیاش در زنجان را به 19 سال عکاسی و کسب عناوین برتر 25 نمایشگاه و جشنواره پیوند زده است. از به دست آوردن مقام نخست جشنواره عکس دانشآموزی استان توسط او که بگذریم به عنوان برتر وی در فستیوال جهانی عکس سال آمریکا در سال 2010 میرسیم که در همین حوالی اتفاق افتاد. موسیقی کلاسیک منتشر شده در فضا، ماهی کوچک برگزیده همین فستیوال جهانی و تواضع بیحد و حصر او پسزمینه مناسبی است برای گفتوگو با هنرمندی که به گفته خودش در حال تجربه است و هنوز در ابتداییترین راه پهنه وسیع عکاسی است. آنچه میخوانید حاصل گفتوگوی یک ساعته با این هنرمند عکاس است.
- سال پرکاری را پشتسر گذاشتهاید و در جشنوارههای متعددی شرکت کردهاید، کمی درباره این جشنوارهها صحبت کنید؟ به توصیه آرش حمیدی، مسئول کلوپ عکس ایران در فستیوال جهانی عکس سال آمریکا که با همکاری فدراسیون عکس ماساچوست و FIAP برگزار میشد شرکت و چهار فریم عکسهایم را در بهمنماه سالگذشته به این فستیوال ارسال کردم و در اسفندماه هم مطلع شدم که یکی از عکسهای ارسالی من از بین 1200 عکاس با 500 عکس در این فستیوال برگزیده شده است. - موضوع عکس ارسالیتان به این فستیوال چه بود و در کدام بخش شرکت داده شد؟ عکسی که در این فستیوال برگزیده شد با موضوع ماهی بود که من آن را در زمستان 87 از تصویر نقاشی شده در یک مغازه ماهیفروشی گرفتم. این ماهی روی دیوار مغازه نقاشی شده بود و شاید نکته جالب این عکس سیمهایی بود که به دور شیرآب کنار تصویر پیچیده شده و در نگاه اول حس میشد که ماهی به شیرآب بسته شده. این عکس در بخش هنری این فستیوال شرکت داده شد و جالب اینجاست که من برای شرکت در این فستیوال 62 دلار هم به حساب این فستیوال واریز کردم. - جشنوارههای دیگر کدامها بودند؟ جشنواره ادیان توحیدی که توسط موزه هنرهای معاصر امام علی برگزار شد دیگر جشنوارهای بود که در آن یکی از عکسهایم از مراسم عزاداری هیئت حسینیه اعظم زنجان برگزیده شد و هماکنون در گالری عکس این موزه به نمایش گذاشته شده است. تصویر سال خانه عکاسان، خانه هنرمندان و اولین جشنواره سراسری انسان و طبیعت هم از دیگر برنامههای فرهنگی بودند که در سال گذشته در آنها شرکت کردم. - چه عکسهایی را در این جشنوارهها شرکت دادید؟ دو عکس به جشنواره تصویر سال که در خانه عکاسان برگزار میشد فرستادم که یکی از آنها در بخش عکاسان در نگاه عکاسان پذیرفته شد. در جشنواره سراسری انسان و طبیعت نیز که در قزوین برپا شد، سه فریم عکس فرستادم که از بین 117 عکاس شرکتکننده عکس ارسالی من برگزیده شد. - از رتبههای برترتان در جشنوارهها که بگذریم شما هم مانند تمام هنرمندان از نوجوانی به این کار علاقهمند شدید، شروع فعالیت رسمیتان از چه سالی بود؟ من از سال 1370 فعالیت فیلمسازی و عکاسیام را در انجمن سینمای جوان آغاز کردم و در کنار استادانی چون پرویز رجبلو، رضا نصیریوطن، محمود نظرعلیان، سعید خطیبی و زینالعابدین نصیری آموزش دیدم و در این 19 سال عکاسی خودم را مدیون همراهی امیر بهمنی میباشم. از سال 1372 به طور رسمی در صدا و سیمای مرکز زنجان شروع به فعالیت کردم ابتدا با برنامههای رادیویی و سپس با برنامههای تلویزیونی و همین طور در ساخت سریال همکاری داشتم. - در دهه 70 که شروع فعالیتهای عکاسی شما بود خبری از دوربینهای دیجیتال نبود، رابطهتان با دوربین آنالوگ چطور بود؟ حق با شماست، در سال 70 که عکاسی را شروع کردم نگاه خاصی به دوربین داشتم و چون دوربینهای محدودی هم وجود داشت، دست یافتن به دوربین برایم جالب و خاطرهانگیز است، یادم هست یکی از استادانم بعد از مدتها حضور در کلاس، به ما اجازه داد که در گروههای پنج نفره و با سه دوربین بدون نگاتیو، تنها از پشت ویزور آن قاب را بشناسیم و محیط را ببینیم، آن روزها خیلی مشتاق بودم که در تاریکخانه خودم نگاتیو را ظاهر کنم و آن را روی کاغذ عکاسی چاپ کنم. - اولین عکس تحسین شدهتان چه بود؟ یادم میآید بعد از چندین بار عکاسی با دوربین برادرم، سال 1372 در مسابقات عکاسی دانشآموزی رتبه اول را به دست آوردم. عکسی هم که گرفتم مربوط به یکی از باغهای اطراف پل سردار بود. - معمولاً دوران نوجوانی شروع ایجاد علاقه برای حرفههای آتی است، چطور به وادی عکس و فیلم کشیده شدید؟ از وقتی خودم را شناختم تصویر چه در قالب عکس چه در قالب متحرک برایم جذاب بود. دوست داشتم دنیای تصویر را درک کنم، رفته رفته متوجه شدم تصویر چه عکاسی و چه فیلمسازی یک هنر بیواسطه است که نیاز به ترجمه ندارد چون عکاس با خلق یک اثر هنرمندانه مفهوم موردنظر را به مردمانی که همزبان او نیستند ارائه میدهد. - اگر به قول شما بگوییم که عکاسی یک زبان جهانی دارد، قواعد عکاسی چگونه در آن تعریف میشود؟ عکاسی چهارچوب و قواعد مشخصی دارد که به دو بخش تکنیکی و ساختار محتوایی تقسیم میشود، ما در هر هنری نشانههای مشخصی داریم و در واقع قراردادهای نانوشتهای بین هنرمند و مخاطب وجود دارد که این قراردادها میتوانند سمبل و نماد چیز خاصی باشند. - جای تکنیک کجاست؟ اگر به طور خلاصه بگویم در چهارچوب عکس و حتی سینما هنرمند یکسری چهارچوبهایی را رعایت میکند که توسط آن مفهوم خود را به مخاطب انتقال میدهد که این بعد تکنیکی عکاسی است. ولی هنرمند نباید گرفتار تکنیک شود چون خلاقیت را فراموش میکند زیرا هر هنرمندی بایستی با خلاقیت خودش دنیای جدیدی را بیافریند. - شما خلاقیت و ابداع در عکاسی را چطور ارزیابی میکنید آیا خلاقیت تنها در سوژهیابی خلاصه میشود؟ نه، به نظر من ابداع و خلاقیت در عکاسی، فقط در یافتن سوژه خلاصه نمیشود. وقتی یک عکاس آگاهانه خودش را برای عکاسی حاضر میکند با توجه به موقعیت و با استفاده از ابزار و عناصر تصویری موجود در موقعیت میتواند دست به خلاقیت بزند. - آیا تکنیک، ساختار و خلاقیت برای یک عکاس کافی است؟ فکر و اندیشه عکاس در کجای عکس تعریف میشود؟ عکاسی کردن ثبت یک لحظه نیست بلکه ثبت یک اندیشه و فکر است؛ فرقی هم نمیکند عکاسی طبیعت باشد یا عکاسی آیینی، بازهم میگویم آنچه مهم است نگاه خلاقانه و آگاهانه عکاس است. - این ثبت اندیشهای که میگویید تنها با تجربه به دست میآید؟ تجربه جای خود را دارد اما به نظر من اندیشه یک عکاس در یک کلمه، یعنی در سفر کامل میشود. خیلی مهم است که یک هنرمند خصوصاً فیلمساز و عکاس در سفر باشند، سفر محیطی را فراهم میآورد که با یک نگاه جدید در یک محیط جدید قرار بگیرد و خودش را در یک محیط ناآشنا محک بزند. - با وجود بیش از 130 زیرشاخه در عرصه عکاسی که شاید مهمترین آنها عکاسی خبری، هنری، آیینی و مستند اجتماعی باشند بیشتر در کدام رویکرد عکاسی فعالیت میکنید؟ متاسفانه تا به امروز عکس خبری نداشتم، به نظر خودم در سایر زمینهها هم عکاسی نکردهام بلکه دائم در حال کسب تجربه هستم اما بیشتر از مراسم آیینی و طبیعت عکس میگیرم. مستند اجتماعی هم خیلی کم کار کردهام با توجه به اینکه این ژانر بسیار جذاب است اما سختیهای زیادی هم وجود دارد. - این سختی که میگویید در ثبت دغدغههای اجتماعی است؟ ببینید، در عرصه مستند اجتماعی با یک موجود زنده سروکار داریم، که از قضای روزگار این موجود زنده انسانی است که شاید چندان تمایلی به ثبتشدن نداشته باشد. در کل سوژه مستند اجتماعی با سوژه آیینی تفاوت دارد؛ در مراسم آیینی تمام افراد حاضر در آن آمادگی حضور عکاس و فیلمبردار را دارند. اما در ژانر مستند اجتماعی و در شرایط خاص این آمادگی از طرف افراد وجود ندارد که این موضوع این ژانر را جذاب و سخت میکند. - به زعم شما ثبت این لحظات و سوژهها شکستن تابوهای اجتماعی است؟ نه، منظورم این نیست همان قدر که عکس برای مردم جذاب است به همان نسبت هم مردم در شرایط خاص مایل نیستند در عکس حضور داشته باشند. - با اینکه شما تحصیلکرده جامعهشناسی هستید و 19 سال از عکاسیتان میگذرد، احساس نکردید جای سوژه مستند اجتماعی در بین عکسهایتان خالی است؟ بله، این موقعیت برای عکاسان و حتی برای انسانهای عادی هم پیش میآید که ای کاش دوربین داشتند و عکس میگرفتند ولی من در این زمینه کار نکردهام و تا به امروز هم احساس نیاز به کار عکاسی در زمینه مستند اجتماعی نداشتم. اما مثلاً در زمینه طبیعت، پیش آمده که یک ترکیب زیبای طبیعی را دیدهام ولی به دوربین دسترسی نداشتهام. - هنرهای دیگر غیر از عکاسی و فیلمسازی برایتان چه جایگاهی دارد؟ من هر هفت هنر را دوست دارم (باخنده) ولی از شوخی که بگذریم از موسیقی کلاسیک بیشتر لذت میبرم و کارهای اشتروس، باخ و شوپن را میپسندم. - حضور در کادر اداری به کارهای هنریتان لطمهای نمیزند؟ نه، اتفاقاً چون در اداره ارشاد شهرستان مشغول به کار هستم، در یک فضای فرهنگی و هنری قرار دارم و حضورم در اینجا باعث شده بیشتر در مواجه با هنرمندان قرار بگیرم، که به نوعی به نفعم میباشد. - با توجه به اینکه در کادر اداری یک اداره فرهنگی و هنری مشغول به کار هستید، اوضاع عکاسی حرفهای در استان در چه چشماندازی است؟ در جای دیگری هم گفته بودم، وقتی عکاس عکسی تهیه میکند شاید آن لحظه با او همکاری نشود، اما وقتی کار عکاس در آن موقعیت تمام میشود و عکس حاضر میگردد برای آنهایی که همکاری نمیکردند جذاب میشود و از عکس تعریف و تمجید میکنند از این مسئله عکاسی که بگذریم زنجان به لحاظ عکاسی، هنرمندان خوش فکری دارد که در دو دسته قدیمیترها و جوانترها جای میگیرند. انرژی خوب و مضاعفی در کار بچههای عکاس است و ای کاش اتفاق خوبی بیفتد تا این عکاسان ارتباطشان با هم بیشتر شود. - چه اتفاقی؟ اینکه این دوستان عکاس با هم تبادلنظر بیشتری داشته باشند، با هم به سفر عکاسی بروند، نمایشگاه گروهی داشته باشند، اتفاقاً یک گروهی به نام افرنگ در حال شکلگیری است که امید عکاسی این شهر میباشد. این را هم بگویم که مدیر ارشاد شهرستان همراهی خوبی با بچههای عکاس دارد و برپایی (ورک شاپ) work shop تخصصی عکاسی را مرهون حمایتهای ایشان میدانم. - به عنوان آخرین سؤال رابطهتان با کتاب چطور است؟ هر کتاب خوبی که به دستم برسد میخوانم. این روزها کتاب «ادوارد و خدا» را از میلان کوندرا خواندم و احترام به مخاطب را در کارهای کوندرا و ساراماگو احساس کردم و معتقدم هنرمندان در تمام عرصههای هنری نباید مخاطب خود را دستکم بگیرند و در آفرینش یک اثر هنری همواره باید مخاطب و احترام به او را در نظر داشته باشند. |