Zanjan

 

 

 

Mardom-e-No

   

  آخرین بروزرسانی: 17 شهريور 1389  

10 news این سایت خبری را اولین مرجع خود کنید ارسال پست الکترونیک به ما

خبر
سرمقاله و یادداشت
گزارش
گفت و گو
طنز
مطالب رسیده
عکس و گزارش تصویری
ستونهای ثابت
سرویس شهرستانها(خدابنده)
گزارش آگهی

شىدسچپج
1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31

نظر شما راجع به این وب سایت چیست؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف

|روزنامه مردم نو|  به سایت روزنامه مردم نو خوش آمدید  
پژوهشگر پژوهشکده علوم‌شناختی:
مدیریت اوقات‌فراغت نباید مدرسه‌ای باشد
امتیاز: (0 رای) نسخه چاپی ارسال پست الکترونیک به دوستان در باره این مقاله نظر بدهید
اخبار دسته
گفت‌وگو با جواد مجابي:
روشنفكران جهان‌سومي بار احزاب سندیکاها و اتحادیه‌ها را بر دوش مي‌كشند

• آدم‌ها در شش جهت گرفتارند: شرق، غرب، شمال، جنوب، بالا، پایین. جاذبه ما را در این شش جهت محصور می‌کند. حافظ می‌گوید: مهندس فلکی راه دیرشش جهتی/ چنان ببست که ره نیست زیردیرمغان.
صعودی که کتاب شد
برودپیک، تعبیر یک رویا
گفت‌وگو با حسن نجاریان، سرپرست گروه کوهنوردی کارگران کشور

• صعود به بام جهان (اورست) فتح قله‌های بالای 8000 متر جهان و کسب مدال‌های رنگارنگ جهانی، از این مرد 45 ساله نهاوندی ساکن زنجان، یک سرپرست تمام عیار ساخته است. کسی که توانست نخستین گروه کارگری جهان را برای فتح قله‌ 8047 متری برودپیک، سرپرستی کند و حالا در این کتاب مرجع می‌توان تمام مشخصه‌های یک صعود بی‌نقص را مشاهده کرد.
در گفت‌وگو با منتخب زنجانی عکس سال آمریکا
عکاسی، هنری بی‌واسطه است

• موسیقی کلاسیک منتشر شده در فضا، ماهی کوچک برگزیده همین فستیوال جهانی و تواضع بی‌حد و حصر او پس‌زمینه مناسبی است برای گفت‌وگو با هنرمندی که به گفته خودش در حال تجربه است و هنوز در ابتدایی‌ترین راه پهنه وسیع عکاسی است.
اظهارات خواندنی جان بروکمن
ایده‌هایی که دنیا را تکان می‌دهند
سیاستمداران از همه عقب ترند!

• جمع‌آوری اطلاعاتی که به جای استفاده از آنها برای آزمایش کردن و رساله نوشتن برای کشف اینکه چه چیزی را در خود مخفی می‌کنند استفاده شود.
روزنامه مردم نو >گفت و گو
تاریخ ارسال: 06:19 - 14/04/1389

• اگر شما بررسی کنید می‌بینید که عملاً توانایی‌های حرفه‌ای کسانی که برنامه را اجرا می‌کنند با کسانی که فوق‌برنامه را اجرا می‌کنند تفاوتی ندارد اما آیا واقعاً نباید فردی که متولی فوق‌برنامه است از قابلیت‌های جدیدتری بهره‌مند باشد؟!

فاطمه تیموری‌مطلق

اشاره: با آغاز فصل تابستان و شروع به کار ارگان‌هایی که خود را متولی پر کردن اوقات‌فراغت دانش‌آموزان می‌دانند، سؤالات متعددی در ذهن شکل می‌گیرد. به عنوان مثال ارگان‌های متولی به چه میزان در برنامه‌ریزی‌های فوق‌برنامه، تخصصی و مبتکر عمل می‌کنند؟! آیا حضور آموزش و پرورش در فعالیت‌های تابستانی ادامه راه آموزش‌های مدرسه‌ای نیست؟! دنیا در بحث غنی‌سازی اوقات فراغت به کدام سمت حرکت می‌کند؟! و آیا اساساً برنامه‌های اوقات فراغت در جهت غنی‌سازی این اوقات است؟!
محمد تلخابی، پژوهشگر پژوهشکده علوم‌شناختی، وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری و مدرس دانشگاه به این سؤالات و سؤالاتی از این دست پاسخ می‌گوید ...

- آقای دکتر، به نظر شما اوقات‌فراغت اساساً دارای چه ویژگی‌هایی باید باشد؟
باید هدفمند باشد، اما هدفمندبودن به معنی محدود بودن به هدف‌های مدرسه‌ای نیست، یعنی می‌تواند اهداف متفاوتی از آنچه را که در مدرسه وجود دارد دنبال کند، هدف‌هایی که عمدتاً شخصی‌اند و موجبات رشد شخصی را فراهم می‌نمایند، اهدافی که مدرسه، ساز و کار و پشتیبانی از این اهداف را ندارد معمولاً تفاوت‌های بچه‌ها، فردیت آن‌ها، تمایلات شخصی و ظرفیت‌های وجودی منحصربه فرد هر یک از آن‌ها قربانی دیدگاه عمومی موجود در مدرسه می‌شود چراکه مدرسه به همه این ویژگی‌ها به طور عامل نگاه می‌کند و بیشتر معطوف به برنامه‌های عمومی است. باید ظرفیت‌های متفاوت ذهنی هر دانش‌آموز که در مدرسه فرصت بروز ندارد در اوقات فراغت مورد توجه قرار گیرد. بسیاری از نهادهایی هم که کوشش می‌کنند برای اوقات‌فراغت برنامه‌ریزی کنند، متاسفانه عرصه‌های عمومی را هدف‌گذاری می‌کنند یعنی همان زمینه‌های اجتماعی، مذهبی و ... که باید مدرسه دنبال کند در حالی که این نهادها باید به دانش‌آموز فرصت دیگری بدهند که متفاوت از آنچه در مدرسه وجود داشته، عمل کند. برای مثال اگر شما زنگ ورزش را به عنوان یک ساعت رسمی آموزشی مورد توجه قرار دهید خواهید دید که در مدارس ما زمینه‌های ورزشی محدود به چند رشته است، حالا شما همین محدودیت را تعمیم بدهید به سایر زمینه‌های هنری، علمی، فن‌آوری و ... بنابراین دانش‌آموز در اوقات‌فراغت می‌تواند خیلی بازتر و متنوع‌تر زمینه‌های مختلف را تجربه کند و استعدادهای نهفته را شکوفا سازد.
- آموزش و پرورش چند سالی هست که عملاً‌خود را به عنوان متولی اصلی غنی‌سازی اوقات‌فراغت دانش‌آموزان معرفی کرده است، آیا این نمی‌تواند در نیل به اهدافی که از این اوقات متصور است، خللی ایجاد کند؟
البته تا جایی که من می‌دانم آموزش و پرورش تنها متولی غنی‌سازی اوقات‌فراغت دانش‌آموزان نیست و نهادهای دیگری هم در این خصوص فعال‌اند.
- بله، ولی حتماً قبول دارید که آموزش و پرورش یکی از اصلی‌ترین نهادهای متولی است؟
بله، دقیقاً، بیشترین فضای فیزیکی را هم برای جذب بچه‌ها در اختیار دارد، حتی نهادهای دیگر هم برای فعالیت از این فضاها استفاده می‌کنند اما اساساً قابلیت و ظرفیت هر یک از این نهادها برای نوع برنامه‌ریزی و ارائه خدمات آموزشی کجاست و چگونه این ظرفیت‌ها را به وجود آورده‌اند، توانایی آن‌ها برای نگاه متفاوت به اوقات‌فراغت و برای پرداختن به زمینه‌های رشد متفاوت بچه‌ها کجاست؟! این‌ها سؤالات مهمی است که باید به آن‌ها جواب داده شود. نکته دیگر اینکه، استدلالی که درخصوص مدرسه وجود دارد این است که تصور می‌شود هر اتفاقی که در مدرسه برای دانش‌آموز می‌افتد به مراتب خیلی بهتر از خیابان و کوچه است. بنابراین کافی است بچه‌ها را در مدرسه‌ها جمع کنیم، در این صورت کار تربیتی کرده‌ایم. اما این ادعا منطقاً نمی‌تواند درست باشد، چون خود مدرسه هم می‌تواند فضایی فراهم کند که وقت بچه‌ها را تلف کند و نهایتاً برنامه پنهانی در آنجا اتفاق بیفتد که از دید ما مخفی است. به هر حال از این اردوها و برنامه‌های تابستانی گزارش‌های منتشر شده و منتشرنشده‌ای وجود دارد که برنامه‌های پنهان را تأمل برانگیز می‌کند.
- منظورتان از برنامه‌های پنهان دقیقاً چیست؟
اتفاق‌هایی که عوامل برگزارکننده این برنامه‌ها هم شاید حتی قصدی برای انجام آن ندارند اما چون برنامه‌ها پخته نیستند، در واقع زمان دانش‌آموز به طور مفید پر نمی‌شود و در آن خلأهای برنامه‌ای، اتفاقات دیگری حادث می‌شود که می‌تواند آثار سوءتربیتی داشته باشد، این نکاتی است که باید توجه شود. وقتی ما ادعا می‌کنیم دانش‌آموزان را دور هم جمع کرده‌ایم تا آن‌ها برنامه‌های متفاوتی را تجربه کنند، واقعاً باید به ماهیت این برنامه‌ها توجه کنیم. یکی از اساسی‌ترین مختصات برنامه توجه به نیاز مخاطب است، اینکه او چطور نیازهای خود را شناخته و بر اساس آن ثبت‌نام کرده، چطور می‌خواهد مسیر بعدی تحولات شخصی‌اش را ادامه بدهد؟! پس آنچه شما به عنوان یک دغدغه مطرح کردید مسئله‌ای جدی است و من مسئله بودن آن را قبول دارم. ما می‌بینیم که در برنامه‌های اوقات‌فراغت هم الزام وجود دارد، مثلاً فرد به شرطی می‌تواند از کلاس x استفاده کند که حتماً در کلاس‌های Y و Z هم حضور یابد. و این یعنی الزام، بنابراین دیگر نمی‌توان این فعالیت‌ها را زیرمجموعه اوقات‌فراغت دانست؛ چراکه اساسی‌ترین ویژگی اوقات‌فراغت خودخواسته‌بودن و خودانگیخته‌بودن آن است. این‌ها نکاتی است که کمتر در فعالیت‌های فوق‌برنامه گروهی به آن‌ها توجه می‌شود.
- علت چیست؟
خب، علت باز می‌گردد به محدودیت‌ها و محرومیت‌هایی که از جهت نرم‌افزاری و سخت‌افزاری در محیط‌های فعالیت تابستانی وجود دارد. اگر شما بررسی کنید می‌بینید که عملاً توانایی‌های حرفه‌ای کسانی که برنامه را اجرا می‌کنند با کسانی که فوق‌برنامه را اجرا می‌کنند تفاوتی ندارد اما آیا واقعاً نباید فردی که متولی فوق‌برنامه است از قابلیت‌های جدیدتری بهره‌مند باشد؟!
- آقای دکتر، آیا می‌توان ادعا کرد اوقات‌فراغت در بروز و ظهور استعدادها می‌تواند نقش بسزایی را ایفا کند، چون اساساً در این اوقات الزام‌ها حذف می‌شوند و فرد به دنبال کشف علایق خود است؟
بله، کاملاً موافقم، عملاً وقتی به افراد این فرصت داده می‌شود که زمینه‌های متفاوتی را بروز داده و دنبال کنند و خود را محک بزنند، آن هم در شرایطی که مدرسه چنین توانمندی را برایشان فراهم نکرده، می‌توان منتظر بروز استعدادها بود. مثلاً تصور کنید اگر دانش‌آموزی یک عکاس حرفه‌ای باشد در مدرسه و در ساعت هنر، چون این درس صرفاً معطوف به نقاشی و خوشنویسی است فرصتی برای بروز این استعداد ندارد و شاید به عنوان یک دانش‌آموز ضعیف هم در این ساعت درسی شناخته شود، آن هم در حالی که او واقعاً یک هنرمند است. ولی اگر اوقات فراغت درستی برای همین دانش‌آموز تعریف شود اگر امکانات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری فراهم باشد، شاهد بروز استعدادهای نهفته او خواهیم بود یعنی استعدادها در اوقات‌ مرتبط با فوق‌برنامه بروز می‌یابد.
- پس قاعدتاً تفاوتی بین برنامه و فوق‌برنامه وجود خواهد داشت؟
بله، وجه تمایز مشخصی بین این دو وجود دارد، برنامه عموماً به اشتراکات و عرصه‌های عمومی توجه می‌کند در حالی که فوق‌برنامه می‌خواهد بر عرصه تمایزات و اختلافات تأثیر بگذارد، این وجه تمایزی است که باید برجسته شود و اگر این اتفاق نیفتد عملاً فوق‌برنامه‌ها تبدیل به برنامه خواهند شد و نتیجه می‌شود اینکه ما اوقات‌فراغت را بر اساس ایده‌ها و انگیزه‌های خود به گروهی که فکر می‌کنیم به آن نیاز دارند، تحمیل می‌کنیم.
- اینکه اوقات‌فراغت صرفاً محدود به یک بازه زمانی مثلاً فصل تابستان باشد و در سایر فصول مورد توجه سیستم آموزشی قرار نگیرد، آیا می‌تواند یک اقدام منطقی باشد؟
نخیر، اوقات‌فراغت صرفاً‌ محدود به یک فصل یا یک بازه زمانی نباید باشد؛ بلکه باید در همه فصول و هر روز، زمانی برای فراغت وجود داشته باشد. یک نکته ظریفی وجود دارد و آن اینکه بدترین بیماری ذهنی بیکاری است. ذهن بدون محرک می‌تواند به زمینه‌های مختلفی سر بزند و فرد را دچار مشکل کند، بنابراین برای سلامت ذهن باید آن را معطوف به چیزهایی کرد که مثبت باشد وقتی این زمینه مثبت وجود ندارد، فرد دچار آسیب می‌شود به این معنی که دچار خوددرگیری یا سرک‌کشیدن در زندگی دیگری می‌شود. بنابراین حتی در اوقات‌فراغت هم باید یک فعالیت ذهنی مثبت وجود داشته باشد.
- همان‌طور که شما هم پیش‌تر اذعان کردید ما در بحث اوقات‌فراغت با خلأهای برنامه‌ای مواجه‌ایم، آیا این خلأها ناشی از این است که ما اساساً مکانیزمی برای استعدادیابی تعریف نکرده‌ایم؟
بله، نظام آموزشی در دوران تحصیلی کوشش کرد تا این خلأ را پر کند. به عنوان نمونه شاهد بودیم که دانش‌آموز پس از پایان سال اول متوسطه، باید دو تست شامل آزمون هوش و آزمون رغبت را در کنار نتایج آزمون پیشرفت تحصیلی ارائه می‌کرد، مشاور با در کنار هم قرار دادن این داده‌ها نسبت به استعدادهای فردی او یک ایده‌ای به دست می‌آورد و او را در یک زمینه‌ای مستعد معرفی می‌نمود.
- آیا این اتفاق اخیراً در مدارس ما می‌افتد؟
نخیر، این اتفاق برمی‌گردد به دهه 70 و آغاز به کار نظام جدید آموزش در کشور.
- پس چرا عملاً اغلب من و هم‌سن و سالان من این را ندیدیم؟
به هر حال این ساز و کار و قانون در سیستم آموزشی تعریف شده و باید هم اجرا می‌شد. شاید مکانیزم اجرا از یک مدرسه به مدرسه دیگر متفاوت بوده ولی به طور کلی همه چیز برمی‌گردد به توانمندی مدرسه، تعهد و سواد مشاور و ... من درخصوص اجرای آن نمی‌توانم داوری کنم.
- تعریف دنیا از اوقات فراغت چیست؟ آیا در کشورهای دیگر نیز اوقات فراغت را در یک بازه زمانی تعریف کرده‌اند یا در پروسه تحصیل هم جایی برای آن گنجانده‌اند؟
آنچه دنیا به آن رسیده این است که تحصیل و مدرسه‌ورزی را شبیه زندگی کند، یعنی بچه‌ها در طول زمانی که در مدرسه هستند صرفاً درس نمی‌خوانند بلکه اوقات فراغت هم برایشان تعریف شده؛ مثلاً در کشور آلمان ساعتی در مدرسه تعریف شده که در این ساعت آن‌ها می‌توانند یک فعالیت جالب را به دلخواه خود انتخاب و در موقعیت کاری آن شغل قرار گیرند، دقیقاً همان کاری که ما در نظام قدیم شاهد آن بودیم و در نظام جدید با درس خوداتکایی نام برده می‌شود که البته هر دو متاسفانه به سرنوشت ناخوشایندی رسیده و جزو طر‌ح‌های شکست‌خورده سیستم آموزشی کشور محسوب می‌شوند.




 

 

 

خانه   درباره ما   تماس با ما   نقشه سایت
کلیه حقوق این سایت متعلق به روزنامه مردم نو می باشد. استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع آزاد است
سامانه خبری قاصدک نسخه الف-۸۵، طراحی و ساخت توسط تیم باراک